14
خودت خواستی نازی...
پس بکش...
پس بمیر....
که حقته هر چی که سرت میاد ...
از بی لیاقتیته احمق بیشعور...
+ نوشته شده در جمعه 2 مهر1389ساعت 22:49  توسط نازی
|
نمی توانم وانمود کنم که نمی دانم...میدانم و رنج می برم...کاش نمی دانستم...
پس بکش...
پس بمیر....
که حقته هر چی که سرت میاد ...
از بی لیاقتیته احمق بیشعور...
خسته خستم
از عشق و عاشقی و وقت گذاشتن واسه کسی که ارزشی نداره خستم...
همیشه اونی که بیشترین توقع رو ازش داری از همه نا امید ترت می کنه...
آقا من نمیخوام آمار وبلاگم بترکونه
ول کنین ما رو
...
من همین جوری تو این سوت و کوری حال میکنم...
من : مامان تشنمه میری از اون خانوما یه لیوان آب بگیری
مامان : نه خودت برو من روم نمیشه
من : منم روم نمیشه
مامان : رو نمی خواد که ![]()
خدایا نذار خودم این خوشی رو از خودم بگیرم...
خدایا نذار این خوشی رو ازم بگیره...
خدایا نذار این خوشی رو ازمون بگیرن...
!!!