تبليغاتX
کاش می شد بی خیال بودم...

کاش می شد بی خیال بودم...

نمی توانم وانمود کنم که نمی دانم...میدانم و رنج می برم...کاش نمی دانستم...

14

خودت خواستی نازی...

پس بکش...

پس بمیر....

که حقته هر چی که سرت میاد ...

از بی لیاقتیته احمق بیشعور...

+ نوشته شده در  جمعه 2 مهر1389ساعت 22:49  توسط نازی  | 

13

 

خسته خستم

از عشق و عاشقی و وقت گذاشتن واسه کسی که ارزشی نداره خستم...

همیشه اونی که بیشترین توقع رو ازش داری از همه نا امید ترت می کنه...

+ نوشته شده در  جمعه 12 شهریور1389ساعت 22:47  توسط نازی  | 

12

 

آقا من نمیخوام آمار وبلاگم بترکونه

ول کنین ما رو

...

من همین جوری تو این سوت و کوری حال میکنم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 1:5  توسط نازی  | 

11

 

من : مامان تشنمه میری از اون خانوما یه لیوان آب بگیری

مامان : نه خودت برو من روم نمیشه

من : منم روم نمیشه

مامان : رو نمی خواد که

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 14:33  توسط نازی  | 

10

خدایا این خوشی رو از من نگیر...

خدایا نذار خودم این خوشی رو از خودم بگیرم...

خدایا نذار این خوشی رو ازم بگیره...

خدایا نذار این خوشی رو ازمون بگیرن...

!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 14:27  توسط نازی  |